محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

19

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

قلمروشان ، با مدارا و نرمى توأم نبود . هرچند كه گاهگاه از سوى امير المسلمين براى عمال و سرداران فرمانهايى صادر مىشد و آنان را به پيروى از عدالت و رفق به رعيت توصيه مىكرد ، ولى اين حكام و سرداران كه بيشترشان از خويشاوندان و دامادهاى امير المسلمين بودند ، اين اندرزها در گوش نمىگرفتند . اعمال و رفتارشان به خصوص با مردمى متمدن و مرفه كه پرورشى ديگر داشتند دور از خشونت ، سازگارى نداشت . ازاين‌رو هنوز پانزده سال از وفات يوسف بن تاشفين نگذشته بود كه در قرطبه پايتخت اندلس ، آتش خشم مردم بر ضد مرابطين افروخته شد . اين شورش در سال 515 ه / 1121 م در اوايل عهد على بن يوسف اتفاق افتاد . شورشگران مىگفتند كه « براى دفاع از جان و مال و عرض و ناموس خود قيام كرده‌اند . » « 1 » در اين جنبشها و امثال آنها مردم در آغاز جز آن هدفى نداشتند كه از زير آوار حكومت متعصب مرابطين راه نفسى بيابند و هنوز انديشهء رهايى ميهن اندلسى شكل نگرفته بود . اين انديشه در سالهاى بعد ، يعنى در اواخر عهد مرابطين كه قيام سراسر اندلس را از مشرق تا مغرب آن دربرگرفت ، به‌وجود آمد . در سال 539 ه / 1144 م احمد بن قسى در مغرب اندلس ، يعنى در مير تله و شلب و باجه قيام كرد . در همان سال ابو جعفر بن حمدين در قرطبه به پاى خاست و ابو الحسن على بن اضحى در غرناطه و در همان هنگام زمام سلطهء مرابطين در ناحيهء شرقى اندلس نيز از هم مىگسست و نخست قاضى ابن عبد العزيز در بلنسيه و مرسيه قيام كرد و سپس ابن عياض بيامد و پس از يك سلسله حوادث و انقلابات پى در پى بر آن دو شهر مستولى شد و به نام سيف الدولة ابن هود خطبه خواند . سيف - الدولة بن هود اسما فرمانروايى را پذيرفت . او در آن زمان نمايندهء انديشهء ملى اندلسى بود . چون ابن هود در نبرد بسيط كه ميان قواى بلنسيه و قشتاله در سال 540 ه / 1146 م در گرفته بود كشته شد ، اين عياض به نام خود خطبه خواند و بر سراسر ناحيهء شرقى اندلس غلبه يافت . او نيز در سال 542 ه / 1147 م در نبرد با قشتاله به قتل رسيد . پس از او نايب و دامادش

--> ( 1 ) . الحلل الموشيه ، ص 63 .